مرتضى راوندى

510

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

نيز هست . . . » « 1 » كسروى اين سخنان را نشانهء بىخردى مىداند . كسروى در صفحات بعد بسيارى از تعاليم و آموزشهاى ميرزا بهاء را ناصحيح و زيانبخش مىشمرد و مىگويد به نظر من « آدميان نيكى پذيرند ، راه نيكيشان نيز يكى بيشتر نيست و آن اينكه آميغهاى « 2 » زندگى را نيك دريابند و خردها نيرومند گردد و هركس به جهان و زندگى با ديدهء بيناترى نگرد . . . يك راهنما . . . بايد خردها را به تكان آورد و با گمراهيها و نادانيها به نبرد پردازد ، از اين كارهاست كه جهانيان را چند گامى پيش تواند برد و از جنگها و كشاكشهاى بى جا ، جلو تواند گرفت ( و يا تواند كاست ) ؛ و گرنه تنها از گفتن اينكه « جنگ نكنيد » هيچ سودى نتواند برد . . . از اينها گذشته ، بدى در جهان جنگ نيست ، بديهاى بدترى مىبوده و مىباشد ، اين بدتر از جنگ است كه مردمى مردگان هيچكاره‌اى را گردانندگان جهان دانند . بدتر از جنگ است كه مردمى از آيين گردش جهان ناآگاه باشند . و بدتر از جنگ است كه گروهى به‌نام درويشى ، به كار و پيشه‌اى نپردازند و جهان را خوار دارند و با تنهاى درست و گردن كلفت به گدايى و مفتخورى پردازند ؛ بدتر از جنگ است كه از ميان مردمى ، شاعران ياوه‌گويى برخيزند و آشكارا سخن از جبرىگرى زده مردم را به تنبلى و سستى وادارند . اين نادانيها و مانندهاى اينها ، در ايران و در كشورهاى شرقى رواج داشته و « جمال مبارك » شما اين فهم و دانش نداشته كه به اينها پردازد و مردم را از گمراهى بيرون آورد . بهاء به اين نادانيها نپرداخته بماند ، كه خود ، نادانيهايى به آنها افزوده است . اين ، بدترين بديهاست كه مرد درمانده‌اى همچون « بهاء » به دعوى خدايى برخيزد و يك دسته چنان پست‌انديشه و نافهم باشند كه به چنان ادّعايى گردن گزارند . آنچه شرقيان را به خوارى و پستى كشانيده و به زير يوغ غربيان انداخته پابستگى به اين گمراهيها و نادانيهاست . . . بهاء كوشيده كه خردها را در پيروان خود بكشد و آنان را هرچه نافهمتر و نادانتر گرداند . . . » « 3 » اخلاق و روش بهائيها بابيها و بهائيها مانند پيروان ديگر مذاهب و مسالك سياسى از جهت اعتقاد و ايمان يكسان نيستند ، بعضى باايمان و سرسخت و جماعتى ابن الوقت و بىاعتقادند . صبحى مهتدى در كتاب پيام پدر ، ضمن توصيف اخلاق و روش بعضى از افراد اين فرقه ، در مورد ملا محمد رضا مىنويسد : بهائى پابرجايى

--> ( 1 ) . احمد كسروى ، بهائىگرى ، ص 61 . ( 2 ) . حقايق ( 3 ) . بهائىگرى ، ص 73 به‌بعد .